راهکارهای خلاقانه دیجیتال

آدورا بلاگ

سطح دانش، توقعات و نیاز اصلی مشتریان

اگه برنامه نویس یا مدیر یه شرکت نرم افزاری باشین، حتما حداقل یک بار با جملاتی مثل “دیجی کالا رو دیدی مثل دیجی کالا”، “شبیه دیوار باشه” و یا همچین تقاضاهایی از سمت مشتریان حقیقی و حقوقی روبه رو شدین. ما در اینجا درباره مشتریان بزرگ صحبت نمی کنیم، چرا که اونها عموما یا اشراف کامل به بزرگی همچین پروژه هایی دارن یا با استخدام تیمی که به این موضوع اشراف داره اقدام به مذاکره برای اجرای پروژه می کنن.

ما درباره شرکتهای کوچک یا افراد صحبت  می کنیم، که عموما با بودجه ای بسیار پایین درخواست ساخت چنین اپلیکیشن ها یا وبسایتهایی رو ارائه میدن و بدون آگاهی کامل حتی درباره کلیات پروژه، باعث اتلاف وقت، سرمایه و حتی از دست رفتن نیروی انسانی شرکت خودشون و شرکت شما میشن.

اونها نمی دونن، فرضا دیجی کالا یک وبسایت ساده با یک سرور نیست که یه خدمتی رو ارائه بده بلکه میلیونها تومان هزینه بابت تبلیغات، بازاریابی و تحلیل و آنالیز و … صرف شده تا چیزی شبیه به دیجی کالا ساخته شده. وقتی بدون دانش وارد عرصه میشن شکست حتمیه و قطعا با توجه به همون اشراف ناقص به موضوع، شما رو مقصر شکست پروژه خواهند دونست و حتی شاید از شما غرامت هم بخوان. این سبک کارها تقریبا هیچ سودی برای شرکت شما نخواهد داشت، نه سرمایه خوبی رو به شرکت تزریق میکنه و نه باعث ایجاد یه رزومه خوب میشه، بهتره به بهانه ی دستیابی به سود کوتاه مدت خودتون و شرکتتون رو وارد کلاف سردرگم چنین پروژه هایی نکنین. اما از یه طرف از دست دادن مشتری هم تو بازار فعلی اصلا و ابدا به صلاح نیست. پس انتخاب درست کدومه؟

ما باید به دنبال یه راه حل برد-برد برای خودمون و مشتری باشیم و برای این کار باید اول مشتری و نیازهاش رو بشناسیم. گاها خود مشتری نیاز اصلیش رو نمی دونه، ما باید نیاز واقعی مشتری رو شناسایی کنیم و همراه با سولوشن در یک نقشه گام به گام به صورت پروپوزال به مشتری ارائه کنیم. این پروپوزال باید اونقدر قانع کننده باشه که مشتری نتونه اون رو رد کنه وکاملا بپذیره که از این طریق سود مناسبی میبره که البته واقعا هم باید این اتفاق رخ بده! شاید این پروپوزال کلا با اون چیزی که مشتری میخواسته متفاوت باشه و پذیرش چنین چیزی از طرف مشتری سخته، پس خودتون رو به هنر مذاکره مسلط کنین.

نویسنده: سامان محمدی